ساسان شاه ویسی در گفتوگو با «اقتصاد۲۴» عنوان کرد: «اگرچه دولت توان کافی برای سرمایهگذاری ندارد، چون عمده درآمدهایش صرف هزینههای جاری میشود، با این حال در همین شرایط نیز دولت یکسری از سرمایهگذاریها را انجام میدهد و اینطور نیست که منابع خودش را در مسیر سرمایهگذاری صرف نکند. اما این سرمایهگذاری باید بهینه باشد. آنچه در حال حاضر مشاهده میشود این است که در کنار ظرفیتهای خیلی خوبی که در کشور داریم، سرمایهگذاریها بهینه نیست. با اینرویکرد و کارکرد، شاید نگاه به جریان سرمایهگذاری، مقداری متفاوتتر باشد. درعینحال قائلم به اینکه اگر دولت منابعی هم دراختیار دارد، بهتر است آن را در مسیر ارتقاء زیرساختها برای تولید بهینه، افزایش حجم و اندازه و سهم تجارت خارجی کشور به مورد مصرف بگذارد. با این کارکرد، اگر بخواهیم نقش دولت را درکنار منابعی که اختصاص میدهد، پررنگ کنیم، آنگاه تا حدودی نگاه ما بهجایگاه دولت و عملکردش و همچنین نگاه ما به پیشنیازهایی که دولت بایستی به آنها پاسخ بدهد، متفاوت میشود.»
شاه ویسی در ادامه افزود: «اولین موضوعی که دولتها بایستی بهمنظور جریان بخشی بهینه سرمایه برای تولید موردنظر قرار دهند، برنامهریزی و آماده کردن زمینه برای سرمایهگذاری در تولید است. بهاصطلاح متولی باید این شرایط را به وجود بیاورد که شهروندان در سطح خانواده و محیط کسبوکار و حتی در سطوح بالاتر (بخشهای خصوصی و تعاونی و بخشهای عمومی غیردولتی) راضی شوند به اینکه منابع خود را در بخشهایی که دولت آماده و برنامهریزی میکند، به جریان دربیاورند. بااینوجود میبینیم که برای اخذ مجوز کسبوکار، سختگیریهای بیجایی اعمال میشود و زمان را برای بهینهسازی و استفاده از منابع دچار مخاطره میکند. بحث دیگر هم این است، که دولت برنامهریزی کرده و زمینهها را آماده میکند و اولویتها را مشخص و در بحث آمایش سرزمین و خوشههای صنعتی که در کشور تعریف شده بسترها را فراهم میکند، اما آیا رابطه مستقیمی بین سرمایه و سرمایهگذار و تولید به وجود آوردهایم، یا یکسری عوامل و واسطهها را در این میانه قرار دادهایم، که منابع را به استهلاک و از دست رفتگی دچار کنند؟ به عبارت بهتر کاهش واسطهها و سرعت عمل در ایجاد بستر مناسب برای سرمایهگذاری یکی از مسائل حائز اهمیت است و میتواند بخشهای متعددی از ارائه اطلاعات و شناخت، آگاهی و دعوت و فراخوان تا نهایتا مجوزها و تسهیلات بانکی را در بربگیرد.»
دبیرکل اتاق بازرگانی ایران در پاسخ به این پرسش که آیا انگیزهای در مردم برای سرمایهگذاری در بخش تولید تعریف شده، توضیح داد: «درحال حاضر میبینید که برخی مقامات دولتی شروع به سکه فروشی میکنند، و هدف آنها کاهش قیمت سکه است و یا اینکه میخواهند منابع نقد شونده را برای خود و دولت تامین کرده و یا در بازار سهمی داشته باشند. اگر بهعنوان مثال سهم منابع ارزی در اختیارشان هست، میخواهند سهم بازار طلا و سکه را هم دراختیار بگیرند. وقتی رقیب قدرتمندی مانند بانک مرکزی در فرصتهایی که خودش خلق میکند، وارد بازار میشود و بازارگردانی را صورت میدهد، در اینجا شما نمیتوانید انتظار داشته باشید مردم وارد محیطهای بکر اولیه تولیدی بشوند. یا بخواهند نیازهای شما را جبران کنند و یا حتی بخواهند وارد بازار سرمایه بشوند. چراکه بازارهای واسطهای و بازار داراییهای غیرمولدی وجود دارد که پول من شهروند را با سرعت بیشتر، در اندازههای مناسبتر و با بازدهی بالاتری میتواند برگرداند و این انگیزه بهراحتی دچار از دست رفتگی میشود. اکنون سرمایههای عظیمی در داخل کشور به سمت بازارهای غیرمولد هدایت شدهاند و از پیش شرطهای جذب این سرمایهها، کوتاه کردن فرآیند سرمایهگذاری و افزایش نرخ بازدهی است. وقتی یک بازاری کوچک است و عده ای از گذشته انحصار آن را اختیار دارند، اگر شهروندان سرمایههای خود را به این بخش وارد کنند، دچار از دست رفتگی میشود. بنابراین یکی از مهمترین موضوعات موردبحث، تامین امنیت برای سرمایهگذاری هست، بهعنوان مثال، سرمایه خود را وارد فرآیند تولید میکنید، اما تا زمان بازگشت این سرمایه هرلحظه دغدغه دارید که از کالای شما در بازار استقبال میشود و یا اینکه با فلان بخشنامه و دستورالعمل و رقابت پنهانی، جنس و کالای شما دچار از دست رفتگی میشود؟ لذا اگر برنامه داشته باشیم و سختگیریهای بیمورد اعمال نکرده و واسطهها را حذف کنیم، و انگیزه سرمایهگذاری را در بین مردم افزایش دهیم، وضعیت متفاوت خواهد بود. درکنار این موارد، واردات را که بهشدت به تولید داخلی ضربه میزند باید مدیریت کنیم و نااطمینانی و بیثباتی حاکم بر بازار، اگر با تنقیح قوانین و روانسازی مسیر سرمایهگذاری اصلاح شود، آنگاه اتفاقات بسیار خوبی رقم میخورد.»









دیدگاهتان را بنویسید