آلبرت بغزیان در گفتوگو با اقتصاد۲۴ اظهار کرد: «شعار امسال به این مفهوم است که در اقتصاد ما، تقاضا کمنیست اما تولید کماست. در سالیان گذشته نیز این نامگذاری در عناوین دیگری مطرحبوده است؛ ازجمله سال گذشته که تحت عنوان جهش تولید با مشارکت مردم نامگذاری شده و حالا این شعار برای امسال با کلیدواژه سرمایهگذاری مطرح است. اما اینکه چرا سرمایهگذاری در بخش تولید مورد تاکید قرارگرفته، به این دلیل است که سرمایهگذاری فینفسه به ارائه خدمات و کالا منتهی میشود، از این جهت مردم نباید تصور کنند خرید ارز و سکه باهدف سوداگری میتواند سرمایهگذاری محسوب شود، چون به رونق تولید کمکی نمیکنند. افرادی که به انجام فعالیتهای سوداگرانه روی میآورند، نهتنها توان تولید را تقویت نمیکنند، بلکه تضعیف هم میکنند اما در این مورد که چرا جامعه به این سمت گرایش پیدا کرده و چرا در شعار سال و اولین نطق حیاتی کشور، بر این مهم تاکید میشود که مردم سرمایههای خود را به سمت طلا و ارز هدایت نکنند؟ پاسخ روشن است، چون منابع عظیمی در این بخش انباشته شده و به دلیل بحران اقتصادی، افراد کوچکترین اندوخته خود را هم به صد دلار و یا چند درهم تبدیل میکنند! علت را هم باید در تورم و نوسانات ارزی جستجو کرد. از این رو تاکید روی سرمایهگذاریای است که خط تولیدی را اضافه و یا به تاسیس کارخانه جدیدی منتهی شود اما در اینجا مشکل منابع مالی مطرح است که این منابع باید یا از طریق بانک و بورس تامین و یا اینکه افراد خودشان به طور مستقیم وارد شوند.»
یک کارشناس مسائل اقتصادی عنوان کرد: «در حال حاضر باتوجه به شرایطی که در کشور حاکم است، بعید به نظر میرسد سرمایهگذار جدیدی وارد عرصه تولید بشود. از طرفی اغلب این سرمایهگذاران، سرمایههای خود را از راه تولید کسب نکردهاند. سرمایهگذارانی هم که از مدتها قبل در عرصه تولید فعالیت میکنند، به دلیلی ارقی که دارند، مایل نیستند سرمایه خود را به سمت طلا، مسکن و ارز هدایت کنند و باید اینگونه از سرمایهگذاران را تشویق کنیم که در این عرصه بمانند. برخلاف تصور برخی از افراد باید بهدنبال جذب سرمایهگذاران داخلی باشیم، چون خارجیها برای آوردن سرمایه خود به کشور، امنیت و تضمین میخواهند و در برخی موارد شرایطی را تعیین میکنند که به نفع کشور نیست. ضمن آنکه سرمایهگذار خارجی هم نداریم و اگر آنها منابع و تکنولوژی و بعضا بازار خود را به کشور وارد میکردند، وضعیت متفاوت بود اما بهخاطر بحث تحریمها و چهره ایرانهراسی که در دنیا ایجاد شده این مسئله منتفی است.»
بغزیان تصریح کرد: «بازارهای ارز و طلا طی یک ماه بازدهیهایی ٢٠ تا ٣٠ درصدی دارند و در کل سال شاید به ۵٠ درصد برسد، مشخص است که افراد جامعه رغبت ندارند که سرمایههای خود را در بخشهای دیگری سرمایهگذاری کنند. ضمن آنکه سرمایههای کوچک به راه اندازی خط تولیدی کمکی نخواهد کرد، بنابراین برای تحقق شعار سال، ثبات ارزی بسیار مهم است و باید با تک نرخی کردن ارز، توان تولید را تقویت کرد، در غیر این صورت با ارز ١٢٠ هزار تومانی نمیتوان تولید را تقویت و با کارخانههای بزرگ در این بخش رقابت کرد. اگر نوسانات ارزی نباشد، بازار طلا و ارز دیگر جذاب نخواهد بود. الان شما میبینید مسکن احتکار شده و اجارهبها روزبهروز افزایش مییابد، از این رو باید با ثبات نرخ ارز از جاذبه فعالیتهای سوداگرانه کاست. چنانچه ارز، طلا، خودرو و مسکن را بهعنوان یک بازار بدانیم، در این بازار، میزان بازدهیها بهخاطر نوسانات بالاست ولی عملا به تولید منتهی نخواهد شد و ارزش افزودهای هم ندارد. ثبات در نرخ ارز اگر اتفاق نیفتد و تورم تکرقمی نشود، وضعیت همین است. در شرایطی که تورم دورقمی و حدود ٣٠- ۴٠ درصد است، هرکسی به فکر این است که ارزش پول خود را حفظ کند، اگر افراد وجوه خود را در بانک بگذارند، ماهی دو تا سه درصد سود میگیرند، اما به یکباره ظرف یک ماه بیست درصد ارز و طلا گران میشود، و با دلسردی وجوه خود را از بانک خارج میکنند. در بورس هم جریانهایی حضور دارند که خودشان سود میبرند ولی صاحبان سرمایههای خرد متضرر میشوند، معلوم است که در انتهای سال شاخص بورس به طور متوسط بیست درصد رشد میکند. از طرفی تا زمانی که نرخ بهره بانکها حدود ٢۵ درصد و سود تسهیلات بالای ٣٠ درصد است، مشخص است که تولید رونق نمیگیرد.»
این کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به اهمیت ثبات قوانین برای سرمایهگذاری در تولید خاطرنشان کرد: «ما بهاندازه کافی در کشور قانون داریم و گاه قوانینی وضع میشود، که مانعی برای صادرات است و یا به واردات گسترده منتهی میشود. بنابراین قوانین دستوپاگیر زیادی وجود دارد و برخی نیز عامدانه چوب لای چرخ اقتصاد میگذارند و با همین قوانین افراد را دلسرد و بیانگیزه میکنند. در این میان، قوانینی نظیر قانون مالیات بر عایدی سرمایه، اخذ مالیات از خانههای خالی و اتومبیلهای لوکس سالهاست که در کشورهای پیشرفته و یا توسعهیافته اجرایی شده است. بنابراین چنین قوانینی میتواند تا حدودی از سوداگری جلوگیری کند اما بعید میدانم که به جد پیاده شود و یقه سوداگران را بگیرد.»









دیدگاهتان را بنویسید