سعید صمدی در گفتوگو با «اقتصاد۲۴» اظهار کرد: بخشی از مشکلات در حوزه معادن، ساختاری است، و مادامیکه ساختار اصلاح نشود، موضوع فقدان ایمنی را نمیتوان بهسرعت حلوفصل کرد. عمده معادن زغال سنگ به لحاظ اقتصادی تحتفشار هستند، به این دلیل که قیمت آن در کشور بهصورت مصنوعی پایین نگه داشته شده و در حال حاضر قیمت یک تن زغال سنگ وارداتی سال گذشته حدود ٢١ میلیون تومان بوده، درحالی که قیمت زغال سنگ داخلی حدود ٧ میلیون تومان است. اولین پیامد این مسئله، ناایمنی معادن است. وقتی شرایط اقتصادی نامناسب باشد، بخشهای متعددی تاثیر میپذیرند و بهعنوان مثال زمان پرداخت حقوق به تعویق میافتد و یا مشکلاتی در خرید تجهیزات ایمنی پدید میآید. مشکل دیگر این است که معادن از نظر تکنولوژی، دانش فنی و ماشینآلات مقداری عقب هستند و هیچ فکر اساسیای هم برای نوسازی و تجهیز مجدد این معادن نشده و تمامی این مسائل دست بهدست هم داده و وقوع حادثه در معان را یکی پس از دیگری رقمزده است.
صمدی در پاسخ به این پرسش که آیا تحریمها در عدم تجهیز و ایمنی معادن نقش دارد، گفت: اینگونه نیست که بهخاطر تحریمها نتوانیم تجهیزات لازم را تهیه کنیم. عمده تجهیزات معادن زغال سنگ چینی است و بهتنهایی حدود ۴٠ درصد تولیدات جهان در این کشور اتفاق میافتد. از این منظر مشکلی نداریم، البته مسائل اقتصادی و ارزی مطرح است ولی در مجموع مشکل ما در این بخش حاد نیست و نمیتوان آن را به تحریمها گره زد. شاید مسئله اصلی متوجه دولت باشد، اگر بهجای وضع قوانین ضدونقیض، به وظیفه اصلی خود یعنی نظارت و رگولاتوری بر ایمنی معادن میپرداخت، شاهد چنین فجایعی نبودیم. متاسفانه دولت دخالت میکند و معمولا هم این دخالت، بهصورت یکجانبه و منفعت طلبانه است. به نظر میرسد دولت وظایف اصلی خود را به فراموشی سپرده است، درحالی که اگر به وظایف ساختاری خود عمل میکرد، بسیاری از مسائل قابل حل بود.
وی در ادامه افزود: بحث آموزش نیز مهم است اما در کشور ما ارائه آموزشهای لازم بهکارگران معدن چندان جدی گرفته نمیشود. در رخداد معدن مهماندویه دامغان، اگر مسئله آموزش جدیتر گرفته میشد و کارگران، حداقل دورههای آموزشی را گذرانده بودند، این حادثه بهراحتی قابل پیشگیری بود. بهعنوان مثال رانندگان لودر یا بولدزر از قبل گواهینامه مربوطه را اخذ میکنند ولی کارگرانی که در نقش کارگر ساده در معادن زغال سنگ ایفای نقش میکنند، آموزشی نمیبینند و متاسفانه این مسئله مورد غفلت واقع شده است. البته این مسئله، سطوح مختلفی را در بر میگیرد، فردی هم که مهندس است، باید به آخرین تکنولوژی، دانش فنی، شیوه طراحی و هدایت و برنامهریزی معادن زغال سنگ تسلط داشته باشد، اما به همان نسبت مهندسان و تکنسینهای ما نیز از آموزشهای روز جا ماندهاند. حتی اگر کارگران تحت آموزشهای مقطعی و کوتاهمدت هم قرار بگیرند، بسیاری از حوادث رخ نمیدهد و بهعنوان مثال حادثه اخیر بسیار پیشپاافتاده بوده و اصول اولیه ایمنی رعایت نشده است.
دبیر انجمن زغال سنگ کشور عنوان کرد: این معدن جزو معادن کوچک است که تعطیل نبوده و در روزهای انتهایی سال گذشته مورد بازرسی قرارگرفته است. کمیته سه نفره وزارت صمت، وزارت کار و سازمان نظام مهندسی، ایمنی این معدن را تایید کرده بودند اما کنار معدن، تونل کوچکی ایجاد کرده بودند که از این طریق به ذخیره زغال دسترسی داشته باشند. این تونل داخل سنگ قرار داشته، بنابراین حادثه براثر نشت گاز متان رخ نداده است، اما به هر دلیلی برای مدتی فعالیتی در این تونل انجام نشده و مشخص نیست که چرا ابتدا سه کارگر به داخل تونل میروند و سپس ۴ کارگر دیگر در جستجوی این سه نفر به تونل وارد میشوند. مسئولان باید در این زمینه تحقیق و تفحص کنند. طبق قانون، تمام برنامههای معادن بهصورت هفتگی و ماهانه باید مکتوب باشد و لازم است مسئولان ارزیابی کنند که آیا برای این تونل برنامه خاصی وجود داشته یا خیر. نکته عجیب این است که صاحب معدن یکی از مهندسان قدیمی و باتجربه است که در حوزه تهویه معادن زغال سنگ تخصص دارد، بنابراین حادثه رخ داده منحصربهفرد بوده و علل وقوع آن هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد.
وی خاطرنشان کرد: برخی تصور می کنند به دلیل حاکمیت قراردادهای موقت کار در تمام کارگاهها و ترس از اخراج یا تمدید نشدن قراردادهای کار، نبود نظارت کافی بر ایمنی معادن و نبود تشکلهای مستقل کارگران معدن در ایران از عواملی هستند که سبب میشوند کارگران جان خود را در این حوادث از دست بدهند، حال اینکه در سایر حوزههای کارگری، ممکن است چنین مسائلی تاثیرگذار باشد، اما در حوزه زغال سنگ علیرغم مواردی که در رسانهها درج شده، با چنین مسائلی مواجه نیستیم، به این دلیل که کارگر در این بخش کماست و باتوجه بهسختی کار، نمیتوان در حق کارگران اجحاف کرد، لذا این مسائل در حوزه زغال سنگ مطرح نیست و اتفاقا در آینده نیز یکی از مواردی که معادن را تهدید میکند، کمبود نیروی انسانی است و نسلهای جدید کمتر برای فعالیت در این حوزه تمایل دارند.









دیدگاهتان را بنویسید