علیرضا شریفی یزدی در گفتوگو با «اقتصاد۲۴» اظهار کرد: مبتنی بر نتایج مطالعات، هرقدر در یک جامعه، میزان تورم بالاتر و بیکاری پنهان و آشکار بیشتر باشد و یا رکود و بیماری هلندی بر اقتصاد عارض شود، به همان نسبت اخلاقیات در آن جامعه به اجبار کاهش یافته و اصول اخلاقی کمتر رعایت میشود. تعامل و ارتباط انسانها با یکدیگر متاثر از مشکلات اقتصادی، تورم افسار گسیخته و کاهش قدرت خرید دچار نابسامانی میشود و به همین دلیل رفتارهای غیراخلاقی میان انسانها افزایش پیدا میکند. بهعنوان مثال اگر مادری امروز به فرزندش پولی قرض بدهد، خودبهخود به فکرش خطور میکند که سود بانکی پولی که قرض داده چقدر است. باتوجه به کاهش ارزش پول ملی، وقتی میخواهد پولی را که قرض داده پس بگیرد، میزان ضرری که محتمل شده را حسابوکتاب میکند. این به معنای سقوط اخلاقیات در یک جامعه است. این وضعیت، سبب کاهش همدلی و همراهی شده و افراد در چنین جامعهای به جزایر کوچک، منفعل و منقطع از یکدیگر بدل شده و ارتباطات تحتتاثیر بحران اقتصادی به پایینترین سطح ممکن میرسد. بهاینترتیب افراد یک خانواده نسبت به گذشته رفتوآمد کمتری با یکدیگر دارند و شاید از همه بدتر این است که به لحاظ اخلاقی و شیوه تعامل با دیگران، هرکسی به این ذهنیت میرسد که هدف، وسیله را توجیه میکند. به این معنا که افراد تصور میکنند برای رسیدن به هدفشان حق دارند از هر ابزاری، به هرشکل و به هر نحوی استفاده کنند. در این زمینه میتوان به دلالی، احتکار، اختلاس و سوءاستفاده از جایگاه و مقام و دریافت رشوه اشاره کرد. همه این موارد محصول وضعیت اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی بهعنوان یک شاخص است.
این جامعهشناس افزود: در سالیان اخیر خانوادهها کوچک و کوچکتر شدهاند و درنهایت زمینهای فراهم شده تا تعداد خانوادههای کمتری شکل بگیرد. بحث افزایش سن ازدواج و عدم تمایل به تشکیل خانواده، جامعه را دچار نوعی انحطاط میکند که برای اصلاح اینروند، باید ابتدا وضعیت اقتصادی را اصلاح کرد. نتایج برخی از مطالعات نشان میدهد، طی هفت سال گذشته انقطاعی بین مسئولین و سیاستگذاران، برنامهریزان و اصحاب قدرت با توده مردم پدید آمده، به عبارت سادهتر سرمایه اجتماعی که مرکز ثقل آن اعتماد عمومی بهجایگاه اصحاب قدرت است، بسیار کاهش یافته است. متاسفانه به همین علت اغلب کسانی که تشکیل خانواده ندادهاند، از این تصمیم خود ابراز رضایت میکنند و به کلی از تصمیم به تشکیل خانواده نیز منصرف شدهاند. آن گروهی هم که تشکیل خانواده دادهاند از این مسئله ابراز پشیمانی کرده و تمایلی به داشتن فرزند ندارند. گروه دیگری نیز که صاحب فرزند شدهاند، به همان یک یا دو فرزند بسنده میکنند. این درحالی است که مسئله کاهش رشد جمعیت، تمدن ایران را تهدید میکند. باتوجه به وضعیت اقتصادی، گفتار درمانی مسئولان بدون انجام اقدام عملی، اهمیت تشکیل خانواده و فرزندآوری را در نظر جامعه کمرنگ کرده و مادامیکه تورم افسارگسیخته مهار نشده و اوضاع اقتصادی بهبود نیابد اغلب جوانها یا ازدواج نمیکنند و یا در صورت ازدواج، به فرزندآوری تمایلی نخواهند داشت. چون از پس هزینهها برنمی آیند و آیندهای هم برای فرزند خود متصور نیستند.
شریفی یزدی خاطرنشان کرد: در حال حاضر کمارزشترین واحد پولی جهان، ریال است و اگر تحولی در اقتصاد صورت نگیرد، نتیجه این خواهد بود که افراد جامعه نسبت به فرزندآوری خوشبین نخواهند بود و این برای کشور بسیار خطرناک خواهد بود. در مجموع هرگاه مشکلات اقتصادی کاهش یافته، روی بحث ارزشها و نگرشها در جهت مثبت تاثیرگذار بوده و هرگاه مشکلات اقتصادی افزایش یافته، نتیجه آن تغییر در دیدگاههای ارزشی و هنجاری جامعه بوده و ارتباطات آدمها با یکدیگر و میزان پایبندی آنان به ارزشها و هنجارهای جامعه تنزل یافته است.









دیدگاهتان را بنویسید