مصطفی عمادزاده در گفتوگو با «اقتصاد۲۴» اظهار کرد: مطابق آماری که از سوی مدیرکل مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون ارائهشده، ۵۷درصد از جمعیت کشور با سوءتغذیه دستبهگریبان هستند و باز مبتنی بر آمار وزارت بهداشت، حدود ۱۶ درصد کودکان زیر شش سال به سوءتغذیه دچارند و این موضوع بسیار جای نگرانی دارد.
همچنین۸۰۰ هزار کودک در سنین رشد، با کمبود انرژی و مواد پروتئینی و البته کمبود ریزمغذیها مواجهاند. این اعداد و ارقام به وضوح آشکار میکند که طی سالیان اخیر ذائقهی شهروندان بهعلت گرانی مواد غذایی تغییر کرده است. بهاینترتیب مصرف فستفودهای ارزانقیمتی همچون فلافل و سمبوسه افزایش یافته که علیرغم سیرکنندگی و سرعت در پخت، طبقات محروم جامعه از پس هزینههای آن برمیآیند.
این کارشناس افزود: تورم اقلام خوراکی اثرات نامطلوبی بر مصرف مواد غذایی داشته، به نحوی که خانوارهای کمدرآمد پای مرغ خریداری میکنند و در پایینشهرها این محصول طرفداران زیادی دارد.
از طرفی به علت مشغلههای زیاد و اشتغال همزمان زنان و مردان، مصرف غذاهای ارزان و شکم پرکن همچون فلافل و سمبوسه و کالباس و انواع خوراکهایی مثل سیبزمینی و تخممرغ افزایش یافته و یا طبقات محروم به رستورانها و یا کترینگهایی برای تهیه غذا مراجعه میکنند که اغلب از گوشتهای فاقد کیفیت لازم، مخلوط با کنجالهی سویا یا قسمتهای دورریز گوشت برای طبخ استفاده میشود، نرخ کباب در این شرایط به نسبت کمتر و اندازهاش کوچکتر خواهد بود و طبیعتا طعم خوبی هم نخواهد داشت اما مردم چاره دیگری ندارند.
عمادزاده تصریح کرد: معمولا در مناطق کمدرآمد و شهرهای محرومتر، افراد بیش از سایر نقاط به سمت محصولات غذایی کم کیفیت گرایش دارند و به همین نسبت تعداد اغذیهفروشیها از رستورانها بیشتر است. افراد وعدههای غذایی خود را از اغذیهفروشیها تامین کرده و با غذاهای ارزان قیمت شکم خود را سیر میکنند. بخصوص که لازم هم نیست برای غذا خوردن همیشه بیرون بروند بلکه سیستمهای حمل غذا، غذای آماده را به خانه میرسانند. آنچه برای اغلب افراد در وضعیت نامطلوب اقتصادی اهمیت دارد سیرشدن و انرژی داشتن برای وعدهی بعدی کار است.
وی با اشاره به ارتباط معنادار میان رشد اقتصادی و سوءتغذیه خاطرنشان کرد: نتایج تحقیقات نشان میدهد، وقتی مشکل سوءتغذیه در یک جامعه رواج دارد و افراد به میزان کافی از تغذیه مناسب بهرهمند نیستند، از قدرت تولیدشان کاسته میشود. یعنی اگر دو ساعت کار مفید انجام میدادند، حالا این میزان، به نیم ساعت کار مفید تقلیل مییابد. یعنی ارتباط تنگاتنگی بین کیفیت تغذیه و بهرهوری وجود دارد. بنابراین هرچه تغذیه مناسبتر باشد، میزان بهرهوری نیز بالاتر میرود و درنهایت قدرت تولید بیشتر خواهد شد. همه این مسائل درنهایت خود را در رشد اقتصادی نمایان خواهد کرد و آن را بهبود میبخشد. از اینرو معمولا دولتها میکوشند درآمد افراد به گونهای باشد که بتوانند از تغذیه مطلوب بهرهمند باشند.









دیدگاهتان را بنویسید