آیدین ابراهیمی در گفتوگو با «اقتصاد۲۴» اظهار کرد: استفاده از چتباتها و اپلیکیشنهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای مدیریت سلامت روان و دریافت مشاوره پیامدهای متعددی دارد. اگرچه به افراد کمک میکند تا خدمات مورد نیاز خود را بدون نگرانی از هزینههای بالا دریافت کنند، اما مشاوره سنتی این امکان را میدهد که فرد احساسات خود را به اشتراک گذاشته و از همدلی و درک عمیق مشاور بهرهمند شوند، حال اینکه هوش مصنوعی نمیتواند به طور کامل این حس همدلی و ارتباط انسانی را فراهم کند.
این پژوهشگر با تاکید براینکه به نظر میرسد، بهرهمندی از هوش مصنوعی برای دریافت خدمات روانشناسی یا مشاوره باتوجه به دادههایی که از سوی فرد صورت میگیرد، ادامه روانشناسی زرد خواهد بود، گفت: بخشی از این موضوع، ادامه روانشناسی در فضایی نظیر اینستاگرام است که غالبا بهعنوان روانشناسی زرد شناخته میشود. سالهاست که هر فردی با ادعای مشاوره و ارائه روانشناسی مثبتگرا بهدنبال آن است که مسائل پیچیده انسانی و روان انسان را بهراحتی با تجویز نسخهای در فضای مجازی حل کند، بنابراین جامعه عادت کرده است که قرصهای راحتی را برای حل شدن مشکلاتش قورت بدهد، به نظرم هوش مصنوعی در اینجا کار جدیدی انجام نمیدهد، درواقع دادهها را تجمیع کرده و باتوجه به شناختی که از مخاطب خودش پیدا میکند، همان مواردی را ارائه میدهد که مخاطب بهدنبال آن است. همانند سرچ اینستاگرام که الگوریتمهایی دارد و به مخاطب مواردی را نشان میدهد که در جستجوی آن است. هوش مصنوعی نیز در ادامه همین مسئله است.
ابراهیمی در ادامه افزود: اصحاب روانشناسی باید به این حیطه ورود کنند، جامعهشناسان باتوجه به اینکه در حوزه نهادی فعالیت دارند، شاید کمتر با این موضوع درگیر باشند، ولی روانشناسان باید به این موضوع ورود کرده و از ابتذال این امر جلوگیری کنند. وقتی هوش مصنوعی یکسری مطالب را بهصورت رایگان ارائه میدهد، وفرد تصور میکند این مطالب حتما درست است، این باید برای مخاطب جا بیفتد که اتفاقا درست نیست، یعنی نیاز به منابع و کار تجربی دارد و این مسئله را باید سازمانها و نهادهای روانشناسی جا بیندازند. البته کار سختی است، چون فقط مسائل روانشناسی نیست. اساسا حوزه آکادمی، دانشگاه و نهاد علم تحت مخاطره است، و به این ترتیب هرکسی میتواند منابعی ارائه داده، حرفهایی بزند و خودش را یک متخصص جلوه بدهد، این موضوع پیشتر در فضایی مثل اینستاگرام و تلگرام رخ داده و حالا هوش مصنوعی هم از این دادهها بیشتر استفاده کرده و میتواند خودش را اینگونه ارائه بدهد و طبیعتا مخاطب هم باور میکند.
این پژوهشگر علوم رفتاری در خاتمه هشدار میدهد که سالها است امر مشاوره و روانشناسی در کشور فستفودی شده و این موضوع آسیبهایی بهدنبال داشته است، حالا این پدیده به هوش مصنوعی انتقال پیدا کرده، ابزاری که معلوم نیست چقدر دادههایش متقن و صحیح است. به هرحال فکر میکنم ما هنوز ابعاد این مسئله را تحت کنترل نداریم و پیامدهایش در ادامه خطرناک خواهد بود.









دیدگاهتان را بنویسید