همواره در هنگام وقوع اتفاقات تلخ کارشناسان توصیه میکنند: «تمام نمایشگرها را در اطراف کودکان کمتر از ۱۸ ماه خاموش نگه دارید، برای کودکان نوپای بزرگتر زمان تماشای نمایشگرها را بسیار محدود کنید و برای بچههای دو ساله و بزرگتر هم بیشتر از یک ساعت زمان تماشای نمایشگر در روز نداشته باشید.» از منظر روانشناسی باید اطلاعات کلی، از جمله آنچه اتفاق افتاده و محل وقوع آن را به کودک بگویید، اما توضیحات خود را خلاصه کنید و از تشریح جزئیات خودداری کنید. از کلماتی استفاده کنید که کودکتان معنی آنها را میداند اما از عنوان و کلمات مبهم خودداری کنید.
در عین حال باید صادق باشید، اما جواب خود را با سن فرزندتان مطابقت دهید. این میتواند وسوسهانگیز باشد که ترسهای فرزندتان را با دروغ گفتن برطرف کنید اما بهتر است حقیقت را به شکلی متناسب با سنش بیان کنید. برای مثال، اگر کودک خردسال شما سؤال کند که آیا همان واقعهٔ خشونتبار ممکن است در محل زندگی شما اتفاق بیفتد، میتوانید بگویید: «فکر نمیکنم اینجا اتفاق بیفته.» و مجدداً تأکید کنید که هر روز افراد زیادی به حفظ امنیت او کمک میکنند. اما در مقابل یک دانشآموز دبستانی میتوانید صادق باشید و بگویید که میتواند در منطقهٔ شما اتفاق بیفتد، اما تأکید کنید که چقدر احتمالش کم است و کمک کنید تا آن واقعه را با دیدی واقعبینانه و در مقیاسی کلی ببیند، یعنی بگویید: «این نوع حوادث زیاد اتفاق نمیافته، برای همینه که وقتی اتفاق میافته تبدیل به خبر میشه.» باز هم به اقدامات ایمنی مانند درهای قفلشده یا دوربینهای امنیتی در مدرسه اشاره کنید یا اگر فرزندتان مثلاً بپرسد: «بابا چرا گریه میکنی؟» صادقانه جواب دهید: «من ناراحتم، چون بعضی آدمها خیلی آسیب دیدن.»
اما نیاز فرزندتان به اطمینان خاطر ممکن است از اخبار مربوط به این رویداد فراتر رود. ممکن است ترسهای شبانهٔ جدیدی مانند موجودات خیالی ترسناک یا ترس از تاریکی ایجاد شود، یا ممکن است از غریبهها یا سایر ناشناختهها در کمد، پشت پنجره و زیر تختش بترسد. یکی از کارهایی که میتوانید انجام دهید این است که به فرزند خود اطمینان دهید که: «هیچکس زیر تختخواب یا داخل کمد وجود نداره، بیا با هم نگاه کنیم.» بیشتر مواقع کودک شما فقط میخواهد مطمئن شود که امشب داخل اتاقش امنیت خواهد داشت.
بعد از یک اتفاق ترسناک ممکن است وسوسه شوید از کودک خود بیش از حد محافظت کنید. اما اینکه همه چیز طبیعی و نرمال باشد به فرزندتان کمک میکند تا بیشتر احساس امنیت کند. اگر روال روتین فرزندتان رفتن به مدرسه یا مهدکودک است، او را به آنجا بفرستید و به ادامهٔ رفتن به مکانهایی مانند پارک، باشگاه و کلاسهایش هم ادامه دهید.
همچنین کودک خود را در آغوش بگیرید، بازی مورد علاقهاش را با هم انجام دهید یا کتابی را که حس خوبی به او میدهد در تخت با هم بخوانید. از طرفی مراقب بروز تغییرات هم باشید و اگر علائمی که نشان میدهد فرزندتان خوب با واقعه کنار نیامده است همچنان ادامه داشت، بهتر است از یک مشاور کودک کمک بگیرید. اگر پیش آمد که فرزندتان در مورد چیزی مثل مرگ سؤال میکند، میتوانید از واقعهٔ پیشآمده به عنوان زمینهای برای صحبت دربارهٔ مرگ استفاده کنید، اما نگرانی اصلی او در واقع فقط همین است که «آیا من در امانم؟» دوباره به او اطمینان دهید که هیچ خطری تهدیدش نمیکند و شما و بقیهٔ خانواده نیز در امنیت هستید.









دیدگاهتان را بنویسید