یک تحلیلگر حوزه انرژی گفت: ناترازی در حوزههای حیاتی مانند برق، آب و انرژی در ایران، ریشه در چالشهای ساختاری و مدیریتی چندلایه دارد که طی دههها انباشته شده است.
احمد مدرسی در گفتگو با «اقتصاد۲۴» اظهار کرد: نظام تصمیمگیری ایران در دو دهه اخیر، به جای تکیه بر «عقلانیت و آیندهنگری»، در چرخهای از «اکنونزدگی» گرفتار شده است. نمونه بارز آن، خودکفایی در محصولات آب بر کشاورزی بدون درنظرگرفتن محدودیتهای آبی است که منجر به حفر چاههای غیرمجاز و افت شدید آبهای زیرزمینی شد، منابعی که حتی با سرمایهگذاری میلیاردی نیز قابل احیا نیستند.
وی افزود: ناترازی در حوزههای حیاتی مانند برق، آب و انرژی در ایران، ریشه در چالشهای ساختاری و مدیریتی چندلایه دارد که طی دههها انباشته شده است. این بحرانها تنها نتیجه کمبود منابع یا تحریمها نیست، بلکه بازتابی از «ناترازی سیاست و سیاستمدارانی» است که با تصمیمهای کوتاهمدت، شعارزدگی و بیتوجهی به نظرات کارشناسی، آینده کشور را فدای منافع آنی کردهاند.
این تحلیلگر حوزه انرژی در ادامه با اشاره به چند نمونه از اطلاعات و آمارهایی که به وضوح از بیتدبیری مدیران ارشد حکایت دارد، گفت: عجیب است که علیرغم ارائه آمارهای نگران کننده شاهد واکنش صحیح و اقدام لازم مسئولان نبودهایم. ازجمله این اطلاعات و آمارهای نگران کننده، گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در سال۱۴۰۰ است که نشان میدهد ۴۰۰ دشت از ۶۰۰ دشت ایران در وضعیت ممنوعه یا بحرانی قرار دارند. همچنین دادههای سازمان هواشناسی ایران و مدلهای IPCC حاکی از افزایش ۲ تا ۴ درجهای دما تا ۲۰۳۰ است. دادههای مرکز آمار نشان میدهد سهمیهبندی آب در مناطق محروم ۴ برابر مناطق مرفه است. دادههای شرکت توانیر (۱۴۰۲) نشان میدهد قیمت تمامشده تولید برق ۱۰۰ تومان است، اما به مشترکان خانگی ۳۶ تومان فروخته میشود. از طرفی گزارش پلیس فتا (۱۴۰۲) از کشف ۲۲۰ هزار دستگاه استخراج رمزارز در سال حکایت دارد. اتاق بازرگانی تهران (۱۴۰۲) اعلام کرد قطعی برق ۵۰۰ میلیون دلار روزانه به صنایع فلزی و معدنی زیان زده است. آمار وزارت نفت نشان میدهد ۴۰ نیروگاه کشور در زمستان ۱۴۰۱ به دلیل کمبود گاز با ظرفیت کاهشیافته کار کردند. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) در ۲۰۲۲ اعلام کرد تولید برق ایران معادل سوئیس است، اما با تلفات شبکه ۳ برابر بیشتر!
مدرسی در ادامه افزود: فارغ از آمارهای مورد اشاره باید به مسئله انتقال آب بینحوضهای اشاره کرد که مطابق گزارش دیوان محاسبات کشور در سال ۱۴۰۱ این انتقال، تخریب اکوسیستم خوزستان پس از اجرای طرحهای انتقال آب به فلات مرکزی را به دنبال داشته است و یا تحلیل دادههای شرکت مدیریت منابع آب نشان میدهد ۸۸ درصد تصمیمات آبمحور بدون مشورت با ذینفعان محلی گرفته میشود. همچنین گزارش شرکت مدیریت شبکه برق ایران (۱۴۰۱) از استهلاک ۳۰ درصدی خطوط انتقال حکایت دارد. با این حال مسئولان همچنان انگشت اتهام را به سمت مردم نشانه رفتهاند، از مصادیق بارز این مسئله ترویج گفتمان «تقصیر مردم» به جای «مسئولیت نهادی» است. به عنوان مثال کمپینهای سرزنش مصرف خانگی در حالی که ۷۰ درصد آب در بخش کشاورزی ناکارآمد مصرف میشود!
این تحلیلگر خاطرنشان کرد: مسئله ایران تنها کمبود آب یا برق نیست، بلکه «ناترازی حکمرانی» است. شکافی عمیق بین واقعیتهای علمی و تصمیمهای سیاسی، بین منافع ملی و مصلحتهای گروهی. تا زمانی که سیاستمداران به جای «چشم و گوش»، تنها از «زبان» استفاده میکنند، بحرانها ادامه خواهد یافت. آنچه نیاز است، نه شعار «صیانت از منابع»، بلکه عزمی ملی برای نجات ایران از چرخه خودتخریبی است.









دیدگاهتان را بنویسید