یک روزنامهنگار گفت: نبود امنیت شغلی در کنار حقوق پایین خبرنگاران ثابت، حقالتحریرها و دستمزدهای ناچیز برای روزنامهنگاران، همچنین رویکرد و نگاه منفی برخی مسئولان به روزنامهنگاران منتقد، بخش از دشواریهای کار در رسانه است. نداشتن بیمه و برخوردار نبودن از حداقل خدمات رفاهی هم دورنمای کار را برای بسیاری از خبرنگاران تیره و تار کرده است
این روزنامهنگار که تمایل به انتشار نامش ندارد، گفت: تا همین چند سال قبل که هنوز تغییر شغل نداده بودم، بیش از پانزده سال روزنامهنگار بودم. هرگز جایی استخدام نشدم، چون هرگز جایی روزنامهنگار استخدام نمیکرد. معدود روزنامههای دولتی بودند که نیروهای استخدامی داشتند، آن هم قسمت هر کسی نمیشد. بقیه جاها با قراردادهای موقت و زبانی کار کردم. یعنی توافقی که بین تو و سردبیر صورت میگرفت.
او با اشاره به اینکه برخی مؤسسههای مطبوعاتی برای فرار از پرداخت بیمه با سردبیران به عنوان پیمانکار قرارداد میبندند، اظهار کرد: در تمام دوران فعالیتم، دغدغه نداشتن بیمه و بی نصیب بودن از خدمات درمانی را داشتم. با درآمد کم کار روزنامهنگاری، تأمین هزینههای یک خورد و خوراک ساده هم آسان نبود، اما کمتر جایی حاضر بود قرارداد ببندد چون نمیخواستند حق بیمه بپردازند یا در مقابل بیکاری یا شکایتهای احتمالی درباره شرایط کار، مسئولیتی قبول کنند. میتوانم بگویم در متزلزلترین شرایط کار کردم. از نظر حقوقی و شغلی امنیت نداشتم. هرگز معلوم نبود آخر ماه حقوق وعده داده شده را میگیرم یا نه و اگر بگیرم مبلغش چقدر است.
این روزنامهنگار درباره نحوه پرداخت حقالتحریرها هم عنوان کرد: حقالتحریرها معمولاً با تأخیرهای چند ماهه پرداخت میشد و بعضی مواقع اصلاً پرداخت نمیشد. سند و مدرکی هم برای پیگیری آن وجود نداشت. برخی مدیران مطبوعاتی با موضوع کاسبکارانه برخورد میکردند. آنها هر کاری میکردند تا به نحوی از حقالتحریرها کم کنند و پول کمتری بپردازند. خیلی از همکاران من الان سالهاست که از مدیران مسئول و مؤسسههایی که برایشان کار میکردند، طلبکارند اما هیچ مرجعی نیست که بتوانند طلبشان را پیگیری کنند. نکته خندهدار این بود که یکی از سردبیرهایی که من زمانی برایش کار میکردم و خودش یه عنوان پیمانکار طرف قرارداد بود و بودجه کل نشریه را میگرفت، به من گفت که تو یک زن مجرد هستی و اصلا پول میخواهی چه کار؟ در پرداخت پول مردها را اولویت میداد و با اینکه خودش زن بود، به زنها پول کمتری میداد.
او در ادامه تصریح کرد: باتوجه به مراوداتم با روزنامهنگاران مشغول به کار اطلاع دارم که در طول سالهای اخیر نیز تغییری در این وضعیت به وجود نیامده و شرایط کار از نظر مالی، با توجه به وضعیت اقتصادی کشور، چه بسا دشوارتر هم شده است. وضعیت کار روزنامهنگاری گاهی مصداق این ضربالمثل است که کوزهگر از کوزه شکسته آب میخورد. خبرنگاران در حالی که تلاششان دفاع از حقوق دیگر اقشار است، به دلیل نداشتن شرایط مالی مناسب، اغلب امکان دفاع از حقوق خود را هم ندارند و شمار زیادی از خبرنگاران از حقوق حرفهای خود بی بهرهاند.
این روزنامهنگار افزود: در طول این سالها وبسایتهای خبری و تحلیلی زیادی فعالیت خود را آغاز کردهاند و به شکلهای مختلف از ظرفیتهای روزنامهنگاران بهره بردهاند، اما از نظر تأمین مالی و نحوه پرداخت حقالتحریر به این نیروها، تفاوت چندانی وجود ندارد. از سوی دیگر به نظر میرسد وقتی شرایط از نظر قانونی به سامان نباشد، افزایش نیروی جویای کار، خطر کاهش حقوق را به دنبال داشته باشد چون کارفرما میداند که اگر نیرویی را از دست بدهد، میتواند به آسانی دیگری را جایگزین او کند. آن دیگری هم به شرایط موجود و دستمزد نازل اعتراض نمیکند چون به این پول نیاز دارد.









دیدگاهتان را بنویسید