×
×

عمده‌ترین مشکل زنان سرپرست خانوار، فقر اقتصادی است

  • کد نوشته: 3783
  • ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
  • ۰
  • یک پژوهشگر حوزه زنان با اشاره به اینکه یکی از عمده‌ترین مشکلات زنان سرپرست خانوار، فقر اقتصادی است، گفت: زنان سرپرست خانوار به‌عنوان یکی از گروه‌های اجتماعی آسیب‌پذیر، با چالش‌های چندبعدی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی روبه‌رو هستند. این زنان به دلایلی مانند فوت همسر، طلاق، مهاجرت، اعتیاد، بيماري و يا زنداني بودن همسر، مسئولیت تأمین معاش و مدیریت خانواده را به ‌تنهایی بر عهده دارند.
    عمده‌ترین مشکل زنان سرپرست خانوار، فقر اقتصادی است
  • یک پژوهشگر حوزه زنان با اشاره به اینکه یکی از عمده‌ترین مشکلات زنان سرپرست خانوار، فقر اقتصادی است، گفت: زنان سرپرست خانوار به‌عنوان یکی از گروه‌های اجتماعی آسیب‌پذیر، با چالش‌های چندبعدی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی روبه‌رو هستند. این زنان به دلایلی مانند فوت همسر، طلاق، مهاجرت، اعتیاد، بیماری و یا زندانی بودن همسر، مسئولیت تأمین معاش و مدیریت خانواده را به ‌تنهایی بر عهده دارند.

    کتایون مصری در گفتگو با «ما» اظهار کرد: از منظر جامعه‌شناسی، این پدیده تحت تأثیر ساختارهای جنسیتی، نابرابری‌های اجتماعی و سیاست‌گذاری‌های ناکارآمد، قرار دارد که زندگی این گروه از زنان را با دشواری‌های فراوان همراه ساخته است و یکی از عمده‌ترین مشکلات زنان سرپرست خانوار، فقر اقتصادی است. بسیاری از این زنان به‌دلیل محدودیت‌های شغلی، دستمزدهای نابرابر، یا نبود مهارت‌های تخصصی، در مشاغل کم‌درآمد و ناپایدار مشغول به کار هستند. سیستم اقتصادی مردسالارانه، دسترسی آن‌ها را به فرصت‌های شغلی مناسب محدود می‌کند. همچنین، نبود حمایت‌های مالی دولتی و ناکافی بودن مستمری‌های کمکی، آن‌ها را در چرخه فقر گرفتار می‌سازد.

    وی افزود: بسیاری از زنان سرپرست خانوار به دلیل مسئولیت‌های سنگین خانوادگی و اقتصادی، فرصت‌های محدودی برای ادامه تحصیل یا کسب مهارت‌های جدید دارند. سیستم آموزشی و برنامه‌های مهارت ‌آموزی غالبا به دلیل عدم انعطاف ‌پذیری با نیازهای این زنان سازگار نیستند. این موضوع باعث می‌شود آن‌ها نتوانند از فرصت‌های شغلی بهتر استفاده کرده و در مشاغل کم‌درآمد و ناپایدار باقی می‌مانند. از طرفی زنان سرپرست خانوار به دلیل موقعیت آسیب‌پذیر اجتماعی و اقتصادی که دارند، بیشتر در معرض انواع خشونت‌ها (از جمله خشونت اقتصادی، روانی و حتی فیزیکی) قرار می‌گیرند. برخی از آن‌ها به دلیل نبود حمایت‌های قانونی کافی، مجبور به تحمل شرایط سوء استفاده ‌گرایانه در محیط کار یا حتی در خانواده‌های خود می‌شوند. نبود پناهگاه‌های امن و سیستم‌های حمایتی کارآمد، این مشکل را تشدید می‌کند.

    این پژوهشگر مسائل زنان تاکید کرد: دسترسی به مسکن مناسب یکی از چالش‌های بزرگ زنان سرپرست خانوار است. بسیاری از آن‌ها به دلیل درآمد پایین، توانایی خرید یا اجاره خانه‌ای مستقل را ندارند و مجبور به زندگی در محیط‌های ناامن یا شلوغ می‌شوند. در برخی موارد، حتی از دست دادن همسر به معنای از دست دادن حق سکونت در خانه مشترک است که آن‌ها را با بحران بی‌خانمانی روبه‌رو می‌کند. فشارهای ناشی از کار زیاد، استرس مزمن و تغذیه نامناسب، سلامت جسمی زنان سرپرست خانوار را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از آن‌ها به دلیل هزینه‌های بالای درمان، از مراجعه به پزشک خودداری می‌کنند یا بیماری‌های خود را تا مراحل پیشرفته نادیده می‌گیرند. همچنین، دسترسی به بیمه‌های درمانی برای زنان شاغل در مشاغل غیررسمی بسیار محدود است.

    مصری عنوان کرد: به دلیل بار مسئولیت‌های زیاد، بسیاری از زنان سرپرست خانوار فرصت کمی برای حفظ روابط اجتماعی و مشارکت در شبکه‌های حمایتی غیررسمی (مانند دوستان، همسایگان و اقوام) دارند. این انزوای اجتماعی نه تنها فشار روانی را افزایش می‌دهد، بلکه باعث کاهش “سرمایه اجتماعی” آن‌ها می‌شود که می‌توانست در یافتن شغل یا دریافت کمک‌های مورد نیاز مفید باشد. جامعه‌پذیری جنسیتی و هنجارهای سنتی، زنان سرپرست خانوار را با برچسب‌های منفی مانند “زن بی‌پشتوانه” یا “سرپرست ناتوان” روبه‌رو می‌کند. در بسیاری از فرهنگ‌ها، حضور مرد به‌عنوان نان آور خانواده ضروری تلقی می‌شود، بنابراین زنانی که این نقش را بر عهده می‌گیرند، اغلب مورد قضاوت یا طرد قرار می‌گیرند. این انگ‌ها می‌تواند منجر به انزوای اجتماعی، کاهش عزت‌ نفس و محدودیت در مشارکت‌های اجتماعی شود.

    وی بیان کرد: زنان سرپرست خانوار نه‌تنها مسئولیت مالی، بلکه تمام وظایف مراقبتی، تربیتی و عاطفی خانواده را نیز بر دوش می‌کشند. این بار مضاعف، فشار روانی شدیدی ایجاد می‌کند و در بسیاری از موارد منجر به اضطراب، افسردگی و فرسودگی می‌شود. نبود شبکه‌های حمایتی مانند خانواده، دوستان یا نهادهای مشاوره‌ای، این مشکلات را تشدید می‌کند. قوانین و سیاست‌های اجتماعی در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، به‌صورت کامل از زنان سرپرست خانوار حمایت نمی‌کنند. مشکلاتی مانند دشواری در دریافت حق حضانت، حقوق بازنشستگی ناکافی، یا موانع قانونی برای مالکیت و دسترسی به منابع مالی، زندگی این زنان را پیچیده‌تر می‌کند. علاوه بر این، نهادهای حمایتی اغلب به دلیل وجود بوروکراسی اداری و کمبود بودجه، دسترسی به خدمات را دشوار می‌سازند.

    این پژوهشگر خاطرنشان کرد: فرزندان زنان سرپرست خانوار نیز به‌دلیل شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی، در معرض خطر ترک تحصیل، مشکلات روحی همچون انزوا و افسردگی، پرخاشگری و ناسازگاری، کار کودک یا ورود به چرخه بزهکاری قرار دارند. این امر باعث تداوم چرخه فقر و محرومیت در نسل‌های بعدی شده و  عدم سرمایه‌گذاری در آموزش و حمایت همه جانبه از این کودکان، بازتولید نابرابری‌های ساختاری را تقویت می‌کند. بهبود شرایط زنان سرپرست خانوار، نیازمند تغییرات ساختاری در سطح کلان و اصلاح ساختارهای معیوب موجود از طریق سیاست‌ گذاری‌های جامع‌نگر و عدالت ‌محور مانند توانمندسازی اقتصادی، حمایت‌های قانونی، تغییر نگرش‌های فرهنگی، تقویت شبکه‌های حمایتی، می باشد. لذا تا زمانی که ساختارهای جنسیتی و اقتصادی نابرابر باقی بمانند، زنان سرپرست خانوار به‌عنوان قربانیان سکوت ‌کرده نظام اجتماعی به حاشیه رانده خواهند شد.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *