حسامالدین علامه در گفتگو با «اقتصاد۲۴» اظهار کرد: از دید جامعهشناسی، کار کردن سالمندان نه تنها نتیجه یک انتخاب آزاد و آگاهانه نیست، بلکه اغلب حاصل فشارهای ساختاری، اقتصادی و فرهنگی است که افراد را در دوران کهن سالی نیز از آسایش و فراغت بازمیدارد.
علامه افزود: پدیده «سالمندان کار» بهعنوان یکی از جلوههای آشکار تغییرات اجتماعی-اقتصادی در جوامع معاصر، بهویژه در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، بازتابی از ناکارآمدی سیاستهای حمایتی و بحران رفاه اجتماعی است.
رئیس سابق دبیرخانه شورای ملی سالمندان بیان کرد: در بسیاری از موارد، سالمندان به دلیل پایین بودن مستمری بازنشستگی، نبود بیمههای کارآمد، گرانی هزینههای درمان و کاهش حمایتهای خانوادگی ناگزیرند در بازار کار بمانند؛ بازاری که نه تنها آمادگی پذیرش آنان را ندارد، بلکه با تبعیض سنی، بهرهکشی پنهان و نبود امنیت شغلی، کرامت انسانیشان را نیز تهدید میکند.
وی تصریح کرد: از منظر جامعهشناختی، هر بخش جامعه باید نقشی در حفظ انسجام اجتماعی ایفا کند. اما هنگامی که ساختارهای حمایتی و فرهنگی نتوانند نقش حمایت از سالمندان را به درستی ایفا کنند، انسجام اجتماعی دچار اختلال میشود.از سوی دیگر، وجود «سالمندان کار» بازتابی از نابرابریهای طبقاتی است؛ جایی که افراد در طبقات فرودست، حتی در کهنسالی نیز باید نیروی کار خود را به فروش بگذارند، در حالی که طبقات مرفه از بازنشستگی آرام برخوردارند.
وی افزود: فرهنگ نیز در این پدیده نقش دوگانهای ایفا میکند. از یک سو، فرهنگ سنتی که سالمندان را منبع تجربه و خرد میداند، در حال کمرنگ شدن است و جای خود را به فرهنگ مصرفگرا و سنگرا داده است؛ از سوی دیگر، نهاد خانواده که در گذشته مأمنی برای حمایت از سالمندان بود، اکنون به دلیل تغییر در ساختار خانواده (کوچک شدن، اشتغال دوگانه والدین، مهاجرت فرزندان) قدرت و تمایل حمایتی خود را از دست داده است.
رئیس سابق دبیرخانه شورای ملی سالمندان در خاتمه با بیان اینکه پدیده «سالمندان کار» نه نشانه پویایی اجتماعی است و نه یک انتخاب فردیِ داوطلبانه؛ بلکه نمادی است از اختلال در چرخه رفاه، ضعف نهادهای حمایتی، و نبود سیاستهای جامع سالمندی، خاطرنشان کرد: جامعهای که نمیتواند به کهنسالان خود «استراحت در سایه درخت تجربه» را هدیه دهد، در واقع آینده خود را نیز تهدید کرده است.









دیدگاهتان را بنویسید