بهروز دهقانی در گفتگو با «ما» اظهار کرد: دولتها هر سال هزاران میلیارد از بودجه عمومی را در چاه بیپایان صندوقهای بازنشستگی میریزند. اما متاسفانه این صندوقها دیگر تابوتوانی برای ادامه دادن ندارند، چراکه نسبت پشتیبانی که باید ۵ نفر شاغل برای یک بازنشسته باشد، در بعضی صندوقها به ۱.۵ نفر رسیده و این یعنی صندوق خالی است.
وی افزود: بازنشستگیهای زودهنگام و رانتهای خاص، کمر نظام سیاستگذاری و برنامهریزی را شکسته و از طرفی مدیریت غلط و فساد، داراییهای عظیم صندوقها را نابود کرده است. مهمتر از همه اینکه جمعیت ایران با سرعت در حال پیر شدن است و تعداد مستمریبگیرها روزبهروز بیشتر میشود.
این پژوهشگر مسائل اقتصادی یادآور شد: نتیجه چنین وضعیتی، بسیار نگران کننده خواهد بود. اگر همین امروز فکری نشود، فردا با انفجار یک بمب_اجتماعی روبهرو میشویم؛ یعنی مستمری ناچیز، تورم کمرشکن و سالمندانی که صدای فریادشان همهجا را پر میکند و این حقیقت تلخ را باید همه بدانند. بنابراین ماجرا فقط پول نیست، بلکه آیندهی ایران است.
به گزارش رسانهها و به گفته کارشناسان، یکی از دلایل بحران و ورشکستگی در صندوقهای بازنشستگی ایران، کاهش «نسبت پشتیبانی» به افراد شاغل است؛ نسبت پشتیبانی به معنای نسبت بیمهپردازان به مستمری بگیران در یک سازمان بیمهای است. در استاندارد جهانی به ازای هر بازنشسته، حداقل باید ۶ شاغل وجود داشته باشد تا از جمع کسورات آنها بخشی از حقوق بازنشسته پرداخت شود. نسبت پشتیبانِ کمتر از ۶ نشاندهنده نزدیک شدن صندوق به حالت بحرانی است. براساس گزارش «آکادمی دانایان» و با توجه به پیشبینی روند افزایش بازنشستهها در ۱۵ سال آینده، این نسبت در مجموع صندوقهای بازنشستگی ایران در سال ۱۴۱۵ کمتر از ۲ خواهد بود. با توجه به این گزارش، در حال حاضر یک موج جمعیتی که بهطور میانگین ۳۵ سال سن دارد، حد فاصل سالهای ۱۴۱۵ تا ۱۴۲۰، ۵۵ ساله شده و به جمعیت بازنشستگان کشور اضافه خواهد شد. همچنین به گزارش روزنامه تجارت فردا، «طی سال گذشته بطور متوسط هر ۱۰ دقیقه یک نفر بازنشسته شده و به مستمریبگیران صندوق بازنشستگی کشوری افزوده شده است.»
به دلیل ناتوانی مالی صندوقهای بازنشستگی، بر طبق قانون، «کسری بودجه» برخی از صندوقها مستقیماً توسط دولت باید پرداخت شود. به گزارش آکادمی دانایان، «در حال حاضر بیش از ۱۴ درصد از بودجه عمومی کشور صرف صندوقهایی میشود که اعضای این صندوق در دوران فعالیت و اشتغال خود، درصدی از سهم درآمد خود را به آن واریز کردهاند تا رفاه آینده خود را تضمین کنند.» همچنین به گزارش پایگاه دادههای باز ایران، «اعداد و ارقام بودجه سالانه طی ۱۰ سال گذشته نشان میدهد سهم صندوقهای بازنشستگی از بودجه عمومی از حدود ۱۲ درصد در سال ۱۳۹۳ به بیش از ۱۵ درصد منابع عمومی افزایش پیدا کرده است.» به گفته این پایگاه، عدد مذکور «معادل ۸۰ درصد کل حقوق و دستمزد کارکنان دولت است. همچنین ۲۰ درصد بیشتر از کل اعتبارات بهداشت و درمان شامل وزارت بهداشت، بیمارستانها و دانشگاههای علوم پزشکی و نهادهای مرتبط با سلامت است. این رقم ۱.۲۵ برابر مجموع اعتبارات آموزش و پرورش به علاوه وزارت علوم، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی پرداخت میشود.»
به گفته کارشناسان اقتصادی از دیگر مشکلات صندوقهای بازنشستگی، سوءمدیریت، فساد و رانتهای دولتیاست. در همین رابطه، حمید حاجاسماعیلی، کارشناس بازار کار به خبرگزاری خبرآنلاین گفته، صندوقهای بازنشستگی «حیاط خلوت مقامهای سیاسی شده، افراد زیادی در هیات مدیره شرکتهای مختلف کار میکنند و هیچگونه کارآمدی و تخصصی ندارند؛ فقط آنجا محلی است برای درآمدهای بیشتر.»
در این زمینه، روزنامه تجارت فردا در یادداشتی اشاره کرده: «اکثر صندوقهای بازنشستگی شرکتهای عمومی غیردولتی هستند که مدیریت آنها توسط دولت مشخص میشود، اما بر روند کارهای آنها دیگر نظارتی نمیکنند. مدیریت صندوقهای بازنشستگی تحت تأثیر سیاسی کاری است و به حیاط خلوتی برای رانت و سوءاستفاده مدیران تبدیل شده است.» پیشتر نیز در سال ۱۳۹۵ جعفر قادری نماینده شیراز در مجلس شورای اسلامی در روزنامه اعتماد نوشت: «ساختار حاکم بر صندوقها مشکل جدی دارد. در مدیریت صندوقها نه تنها نمایندگان کارگر و کارفرما نقشی ندارند بلکه این صندوقها تبدیل به حیاط خلوت دولت شدهاند. در شرایطی که دولت نمیتواند منافع خود را به خاطر نظارتهای مستمر دنبال کرده و اهداف خود را به ثمر بنشاند به صورت پنهانی از طریق صندوقها دنبالکننده منافع خود است.»









دیدگاهتان را بنویسید