مطابق آمارهای درج شده در «رسانهها» سالانه هفت هزار عضو قابل پیوند از افراد مرگ مغزی به دلیل عدم رضایت خانوادهها به اهدا، به خاک سپرده میشود. این در حالی است که مطابق اظهارات امید قبادی، نایبرئیس هیاتمدیره انجمن اهدای عضو ایرانیان، هر دو تا سه ساعت، یک بیمار نیازمند پیوند عضو، جان خود را در لیست انتظار دریافت عضو، از دست میدهد!
آنطور که متخصصان در گفتگو با «خبرگزاریها» مطرح کردهاند: «تعلل و تاخیر در رضایت دادن خانوادهها برای اهدای عضو، معضل جدی برای فعالان این حوزه است. با اینکه به استناد بررسیهای علمی، بین یک تا ۱۴ روز زمان برای اهدای عضو وجود دارد اما گزارشها نشان میدهند با گذشت هر یک ساعت، شرایط برای اهدای عضو از فرد مرگ مغزی شده، متفاوت میشود. در کشوری مانند اسپانیا، بین سه تا پنج دقیقه زمان لازم است تا خانوادهای برای اهدای عضو فرزندش رضایت دهد اما در ایران این زمان بین شش تا ۹۰ ساعت است. یکی از دلایل آن هم اطلاعات کم افراد است.»
امید قبادی، نایبرئیس هیاتمدیره انجمن اهدای عضو ایرانیان در این زمینه میگوید: «در اسپانیا ۵۳ سال است فرهنگسازی شده که مرگ مغزی مساوی است با مرگ. در ایران اما اینطور نیست.»
او در ادامه میگوید: «خانواده، عزیزش را روی تخت بیمارستان میبیند که به کمک دستگاه، قفسهی سینهاش بالا و پایین میرود و فکر میکند که نفس میکشد در حالی که این فعالیت کاذب ،کار دستگاه است. بنابراین راضی به اهدای عضو نمیشود. باید روی این موضوع کار شود که مرگ مغزی یعنی مرگ. چراکه از دست دادن زمان حیاتی برای اهدای عضو، عضو اهدایی را عملا بیمصرف خواهد کرد اما اگر رضایت خانواده در کمتر از ۲۴ ساعت به دست بیاید، تمامی ارگانهای حیاتی فرد مرگ مغزی شده قابل اهدا خواهد بود.»
شاهد محمدی، کارشناس حوزه سلامت در پاسخ به این پرسش که چرا برخی خانوادهها به اهدای عضو رضایت نمیدهند، میگوید: «کارهای اجرایی بسیاری را پرستاران و پزشکان برای رضایت ازخانوادهها انجام میدهند اما بزرگترین چالشی که با آن روبه رو میشوند رضایت گرفتن ازخانواده بیمار مرگ مغزی است. ازجمله مهمترین عواملی که خانوادهها رضایت نمیدهند تا اعضای عزیزانشان مورد استفاده بیماران نیازمند قرار گیرد، عدم اعتماد به تیم پزشکی است. تصورخانوادهها براین است که ممکن است بیمارشان به زندگی برگردد. درصورتی که شخصی که دچار مرگ مغزی میشود احتمال برگشت او غیرممکن است و تپش ضربان قلب او به علت دستگاهی است که به بیمار متصل است. از دیگر دلایل عدم رضایت، ترس خانوادهها از حرف مردم است. برخی از مردم به چنین خانوادههایی انگ میزنند که آنها معامله کردهاند. درصورتی که این اقدام، اهدای عضو نام دارد وهیچ هزینهای ردوبدل نمیشود.»
این کارشناس عنوان میکند: «عواطف والدین و خانوادهها نسبت به فرزندشان و احساس عذاب وجدان یکی دیگر ازموانع اهدای عضو است. برخی بالا بودن سن را مانع این اقدام میدانند. درصورتی که هیچ محدودیت سنی برای اهدای عضو وجود ندارد و پزشکان متخصص پیوند، باتوجهبه شرایط موجود، تلاش میکنند بهترین تصمیم را برای گیرنده عضو بگیرند. از طرفی برخی خانوادهها به غلط تصور میکنند، اهدای عضو پس از مرگ، موجب تغییر شکل پیکر خواهد شد. درحالیکه فرآیند برداشت عضو هیچ تغییری در ظاهر فرد اهدا کننده به وجود نخواهد آورد. این فرایند در اتاق عمل و با بیشترین مراقبت و احترام برای فرد اهدا کننده توسط تیم جراحی متخصص انجام خواهد گرفت. پس از عمل برداشت، محل جراحی بخیهزده شده و از بیرون فقط بهصورت یک خط عمل جراحی دیده میشود.»
این کارشناس خاطرنشان میکند: «متاسفانه عدم فرهنگسازی روند اهدای عضو را با چالشهای جدی روبهرو کرده است. ناآگاهی از تفاوت مرگ مغزی و کما، بیاعتمادی به تخصیص عادلانهی اعضا، شک و تردید در مورد تبادل مالی سبب شده است تا فرد مرگ مغزی از اهدای عضو و بخشیدن زندگی به بیماران نیازمند باز بماند.»









دیدگاهتان را بنویسید