بهتازگی خبرگزاری کار (ایلنا) در گزارشی نوشته است که ارزش واقعی دستمزد کارگران در یک بازه زمانی ۹ ساله، یعنی از سال ۱۳۹۵ تا مهرماه ۱۴۰۴، با یک سقوط بیسابقه ۲۶۱ درصدی مواجه شده است. این روند نزولی که از دو دهه پیش آغاز شده، در سالهای اخیر شتاب بیشتری گرفته و منجر به تنزل شدید قدرت خرید و منزلت زندگی کارگران شده است.
آن طور که سمیه گلپور، رئیس کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری به «خبرآنلاین» میگوید: حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۳ در حدود ۷ میلیون تومان بود که با افزایش ۴۵ درصد که فقط به گوش، عدد بزرگی شنیده میشود، در سال ۱۴۰۴ دستمزد به حدود ۱۰ میلیون تومان رسیده است. حالا با تمام مزایایی مثل عایلهمندی و بنهای خواروبار، در بهترین حالت دستمزد به ۱۴، ۱۵ میلیون تومان میرسد. این رقم، یک سوم خط فقر هم نیست.
گلپور میافزاید: ما از سال گذشته تا الان افزایشی که در حوزه موادغذایی داشتیم، بیش از ۱۰۰ درصد بوده است. جالب است که افزایش اقلام و کالاها هیچ تناسبی با حداقل حقوق ندارد و آنچه که ما تحت عنوان حداقل حقوق و مزایا برای کارگران در نظر گرفتهایم، یکسوم خط فقر را هم پوشش نمیدهد. این معنای بسیار تلخی دارد که مساله مسکن، معیشت و امنیت شغلی کارگری به محاق رفته است.
بهگفته فرامرز توفیقی، از فعالان رسمی کارگری، هزینه حداقلی زندگی برای یک خانواده متوسط ۳.۳ نفره حدود ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است. حداقل دستمزد مصوب تنها ۱۲.۴۳ درصد از این هزینه را پوشش میدهد و کفاف مخارج ساده و حداقلی فقط ۵ تا ۶ روز از ماه را میدهد. حتی سبد خوراکیها بهتنهایی بسیار بیشتر از دستمزد کارگران است.
بهرام حسنینژاد، یکی دیگر از فعالان رسمی کارگری، با اشاره به تنزل کیفی و کمی زندگی مردم، میگوید ادامه سیاستهای فعلی امکان بازگشت به سطح معیشت سالهای میانه دهه ۹۰ را از بین برده است. او معتقد است که هر دولتی سیاستهای ضدکارگری دولت قبل را تکمیل کرده و رکوردزنی قیمت دلار بهمعنای عمیقتر شدن شکاف طبقاتی و فقیرتر شدن مزدبگیران است.
به گفته او، موج جدید تورم و افزایش افسارگسیخته قیمتها زندگی کارگران را به مرحلهای نگران کننده رسانده، چراکه دیگر حداقل دستمزد با واقعیت بازار کمترین تناسبی ندارد.
بر اساس آخرین برآوردهای صورت گرفته در خبرگزاری ایلنا، حداقل دستمزد یک کارگر دارای خانوادهای سهنفره در ایران که ۱۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان تعیین شده، تنها پاسخگوی حدود ۱۲.۴۳ درصد از هزینههای ضروری زندگی است؛ به این معنا که درآمد ماهانه کارگران تنها هزینههای پنج تا شش روز ابتدایی ماه را پوشش میدهد و آنان برای ۲۴ روز دیگر، عملا بدون پشتوانه مالی میمانند.
بهرام حسنینژاد، هشدار داده: «زندگی مردم چه از نظر کیفی و چه کمی، دائما در حال تنزل است. وقتی کارگر مجبور به انجام دادن هر کاری میشود تا کرایه خانهاش را بدهد، دیگر شان و منزلتی ندارد. رکورد زدن قیمت دلار یعنی مزدبگیران به سمت قعر میروند و ثروتمندان و دلالان و رانتخوران ثروتمندتر میشوند و این شکاف مدام عمیقتر میشود. شکاف عمیق هزینههای زندگی و مزد و حقوق دریافتی با یارانه نهایت سه دلاری دولت و کالابرگ چند ۱۰۰ هزار تومانی اصلا پر نمیشود. از ترمیم دستمزدها هم خبری نیست.»
در همین حال سعید علیزاده، فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی، میگوید: «گرانیهای ۱۰۰ درصدی، محروم ماندن یک میلیون دانش آموز از تحصیل و رشد ۳۰ درصدی قیمت لوازمالتحریر، خرید قسطی گوشت کیلویی یک میلیون تومانی، پر کشیدن غذاهای معمولی و ساده مثل آش رشته از سفره مردم، افزایش زیرمیزی و گران شدن هر روزه دارو و درمان، مشکلات بیمه تکمیلی بازنشستگان و سقوط بیسابقه ارزش پول ملی که به تبع آن قدرت خرید مردم هر روز کاهش مییابد، شاخصهای زندگی مردم در یک سال اخیر است که همه از برنامههای غلط نشات گرفته است.»
او افزوده: «در یک چنین اوضاع و احوالی، سیاست محروم کردن سه میلیون و ۶۲ هزار نفر از یارانه نقدی که مبلغ آن ۳۵۰ هزار تومان است و برای یک خانواده سه نفری صرفا پول یک کیلو گوشت میشود، چقدر صحیح بوده است؟ آیا اطلاعات دقیق داشتهاند که این خانوادهها همگی به یارانه نیازی ندارند و باید کمک دولت حذف شود؟»









دیدگاهتان را بنویسید