×
×

نرخ فقر؛ از ارقام رسمی تا واقعیت زندگی روزمره

  • کد نوشته: 5208
  • ۱۰ آبان ۱۴۰۴
  • ۰
  • گزارش‌های رسمی و اطلاعات مرکز آمار نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۳، دست‌کم ۳۶ درصد از جمعیت ایران در فقر مطلق زندگی کرده‌اند؛ نرخی که اکنون با توجه به تورم افسارگسیخته و افزایش ۵۰ تا ۲۵۰ درصدی قیمت بسیاری از کالاهای اساسی در شش ماهه نخست سال ۱۴۰۴، می‌تواند از ۴۰ درصد هم فراتر رفته باشد.
    نرخ فقر؛ از ارقام رسمی تا واقعیت زندگی روزمره
  • گزارش‌های رسمی و اطلاعات مرکز آمار نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۳، دست‌کم ۳۶ درصد از جمعیت ایران در فقر مطلق زندگی کرده‌اند؛ نرخی که اکنون با توجه به تورم افسارگسیخته و افزایش ۵۰ تا ۲۵۰ درصدی قیمت بسیاری از کالاهای اساسی در شش ماهه نخست سال ۱۴۰۴، می‌تواند از ۴۰ درصد هم فراتر رفته باشد.

    مرکز پژوهش‌های مجلس، نرخ فقر در ایران در سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳ را در حدود ۳۰ درصد اعلام کرده است. این مرکز همچنین از افزایش نرخ فقر در سال ۱۴۰۲ به عدد ۳۰.۱ درصد خبر داده که نسبت به سال قبل از آن، حاکی از افزایش است. در اواخر سال ۱۴۰۳ نیز سلام ستوده، نماینده مجلس اعلام کرد که بر اساس آمار‌های رسمی، چیزی در حدود ۲۵ میلیون نفر در کشورمان زیر خط فقر هستند. آماری نگران‌کننده که روی شیب صعودی قرار دارد.

    مبتنی بر آمارهای موجود، توزیع فقر میان استان‌های کشور، متفاوت است. برای نمونه در گزارش‌های رسمی به این موضوع اشاره شده که در استان سیستان و بلوچستان، دو سوم جمعیت این استان فقیر هستند. این در حالی است که در تهران این نرخ حدود ۱۳ درصد است.

    تنها در تهران، خط فقر بیش از ۲۰ میلیون تومان عنوان شده که این بدان معناست افرادی که پایین‌تر از این حد درآمد دارند، عملا زیر خط فقر هستند.

    اما علاوه بر تفاوت نرخ افراد فقیر در مناطق مختلف جغرافیایی، در شغل‌های مختلف نیز اندازه فقر متفاوت است. تنها در مورد کارگران، آن‌طور که فتح‌الله بیات، رییس سندیکای کارگران قراردادی و پیمانی عنوان کرده، درآمد کارگران از نرخ تورم تا ۲۰۰ درصد در چهار سال اخیر عقب افتاده است. این موضوع سبب شده تا قدرت خرید طبقات متوسط و ضعیف کاهش چشمگیری پیدا کند و شمار زیادی از افراد به زیر خط فقر رانده شوند.

    محمدباقر تاج‌الدین، استاد دانشگاه و عضو انجمن جامعه‌شناسان که پیشتر نسبت به افزایش فقر در جامعه هشدار داده، در این زمینه می‌نویسد: «هنگامی که با برخی افراد درباره فقر گفتگو می‌کنیم آنان می‌گویند مگر شما الان نان ندارید بخورید؟ یا لباس بر تن ندارید؟ یا مسافرت نمی‌روید؟ این گفته‌ها نشان از درک ساده و ابتدایی از پدیده فقر نزد این دسته از افراد دارد. لذا ضرورت دارد بین سه دسته فقر تفکیک قائل شد که عبارت‌اند از فقر مطلق؛ فقر نسبی و فقر قابلیتی.»

    او در ادامه می‌نویسد: «فقر مطلق؛ بنابر تعریف آن نوع فقری است که فرد فقیر حتی امکان گذران یک زندگی عادی و معمولی را نیز از دست بدهد به گونه‌ای که به آب سالم، غذا، سرپناه و پوشاک مناسب دسترسی نداشته باشد. در این حالت امکان مرگ چنین افرادی و یا بیماری و آسیب‌پذیری‌های شدید دیگر وجود دارد. به زبان ساده فقر مطلق زمانی روی می‌دهد که افراد ابتدایی‌ترین نیاز‌های زیستی‌شان برآورده نشود که همان نیاز‌های فیزیولوژیکی است که آبراهام مازلو روان‌شناس انسان‌گرا در هرم نیاز‌ها به آن‌ها اشاره کرد. به لحاظ اقتصادی نیز میزان درآمد افراد در هر کشوری نشان‌دهنده وضعیت فقر مطلق آنان است.»

    تاج‌الدین  با اشاره به فقر نسبی می‌گوید: «بنا به تعریف هرگونه عدم برخورداری و فقدان دستیابی به “سطح استاندارد زندگی در جهان امروزین” را فقر نسبی می‌گویند. در چنین وضعیتی شهروندان یک جامعه در مقایسه با افراد برخوردار و ثروتمند از برآورده نمودن برخی نیاز‌های خودشان ناتوان هستند. دقت شود وقتی گفته می‌شود فقر نسبی یعنی در نسبت و مقایسه با دیگران. برای مثال وقتی افراد یک جامعه به لحاظ اقتصادی در طبقه متوسط قرار می‌گیرند در مقایسه با افراد طبقه بالا از بسیاری از امکانات و فرصت‌ها و خدماتی که آنان دارند محروم هستند و در این حالت خود را در مقایسه با آنان فقیر می‌دانند. اگر خط فقر نسبی را در کشورمان ٣٠ میلیون تومان در نظر بگیریم دست کم‌۵٠ درصد افراد جامعه زیر خط فقر نسبی قرار دارند به گونه‌ای که از برآورده نمودن استاندارد‌های زندگی‌شان ناتوان هستند. برای مثال این گروه از شهروندان که استادان دانشگاه، کارمندان، معلمان، درصدی از پزشکان، پرستاران و سایرین را تشکیل می‌دهند امکان تامین هزینه‌های درخور‌شان و منزلت و جایگاه‌شان را ندارند. مثلا استاد دانشگاه یا معلم نمی‌تواند هزینه‌های کلاس‌های آموزشی و هنری و ورزشی فرزندان خود را تامین کند و از این جهت دچار حس حقارت می‌شود.»

    این عضو انجمن جامعه‌شناسان در توضیح فقر قابلیتی می‌نویسد: «این دیدگاه را آمارتیاسن اقتصاد‌دان مشهور هندی-انگلیسی و برنده جایزه نوبل اقتصاد مطرح کرده است که دیدگاهی ارزشمند و درخور توجه است. بنا بر تعریفی که ایشان از فقر قابلیتی ارائه کرده است آن نوع فقری است که طی آن افراد امکان شکوفا نمودن استعداد‌ها و ظرفیت‌های وجودی خویش را به دلایل مختلف ندارند. برای مثال فردی که استعداد نوازنده شدن یا ورزشکار حرفه‌ای شدن را دارد اما به دلایلی چون فقر خانواده و فقدان دسترسی به امکانات و فرصت‌های ضروری استعداد‌های ایشان شکوفا نمی‌شود و در چنین حالتی حس حقارت و سرخوردگی پیدا می‌کند. لذا به آن دسته از افرادی که در این زمینه می‌گویند مگر آب و نان و غذا ندارید که بخورید یا لباس ندارید که بپوشید ضرورت دارد که این توضیحات سه‌گانه را برای‌شان ارائه نمود تا دریابند که هنگامی که گفته می‌شود “فقر” منظور چیست؟»

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *