یک پژوهشگر مسائل سالمندی گفت: انقلاب دیجیتال برای سالمندان، یک انتخاب ساده نیست، بلکه یک اجبار اجتماعی فزاینده است. بانکداری، خرید، خدمات اداری و حتی برقراری ارتباط با نهادهای دولتی به سرعت به سمت دیجیتالی شدن کامل پیش میروند. در چنین شرایطی، محرومیت دیجیتال برای یک سالمند به معنای محرومیت از حق شهروندی به شکل مدرن آن است.
حسام الدین علامه در گفتگو با «اقتصاد۲۴» اظهار کرد: پدیده ورود سالمندان به عرصه تکنولوژی، فراتر از یک موضوع فردی، یک تحول اجتماعی عمیق است. این روند، سالمند را از حاشیه زندگی اجتماعی به مرکز یک شبکه ارتباطی جدید پرتاب میکند. در گذشته، سالمندی اغلب با انزوا و کاهش نقش اجتماعی همراه بود، اما امروزه تکنولوژی این شانس را به آنان میدهد که بار دیگر خود را به عنوان کنشگرانی فعال در عرصه خانواده و جامعه تعریف کنند.
وی تصریح کرد: با این حال، این گذار دیجیتال، بدون تنش نیست. سرعت بالای تحولات تکنولوژیک، یک “شکاف نسلی دیجیتال” ایجاد کرده که عمیقتر از شکافهای سنتی است. این شکاف تنها به نداستن چگونگی استفاده از یک اپلیکیشن محدود نمیشود، بلکه به درک متفاوت از مفاهیمی مانند “حریم خصوصی”، “دوستی” و “اعتماد” در فضای مجازی مربوط است. نگرانی سالمند از کلاهبرداری، تنها یک ترس فنی نیست، بلکه بازتاب یک احساس بیگانگی و عدم درک قواعد بازی در یک میدان اجتماعی جدید است.
وی در ادامه بیان کرد: از طرفی، تکنولوژی میتواند به ابزاری برای تقویت “سرمایه اجتماعی” سالمندان تبدیل شود؛ شبکههایی که به دلیل بازنشستگی و دوری از مراکز اصلی فعالیت اجتماعی، رو به زوال میروند، میتوانند در پلتفرمهای دیجیتال احیا شوند. اما خطر اینجاست که اگر این فرآیند به درستی مدیریت نشود، به جای کاهش انزوا، به ایجاد یک “انزوای متصل” منجر شود؛ وضعیتی که فرد در میان انبوهی از اطلاعات و ارتباطات مجازی، همچنان احساس تنهایی عمیقی میکند.
علامه عنوان کرد: در نهایت، مسئله تنها آموزش نحوه فشار دادن دکمهها به سالمندان نیست. چالش اصلی جامعه این است که چگونه میتوان یک “تاب آوری دیجیتال” جمعی ایجاد کرد که در آن، سالمندان نه به عنوان بار اضافی، بلکه به عنوان بخشی از بدنه جامعه دیجیتال شده ما پذیرفته شوند و فناوری به ابزاری برای بازتعریف کرامت، استقلال و نقش اجتماعی آنان تبدیل شود.
این پژوهشگر مسائل سالمندی بیان کرد: این گذار دیجیتال، در واقع دارد مفهوم سنتی “سالمند مفید” را در جامعه مدرن بازتعریف میکند. در گذشته، خردمندی و انتقال تجربه شفاهی، نقش اجتماعی سالمند بود. امروز، تکنولوژی این امکان را میدهد که این خردمندی در قالبهای جدیدی بروز پیدا کند؛ از طریق یک کانال خانوادگی در پیامرسانها، یک صفحه مجازی برای انتقال حرفه و مهارت، یا حتی یک باشگاه آنلاین برای همسالان. به این ترتیب، سالمند از “گیرنده منفعل خدمات” به “تولیدکننده فعال محتوا و ارتباط” ارتقا مییابد.
وی افزود: اما یک پارادوکس بزرگ در اینجا نهفته است: از یک سو، تکنولوژی وعده “استقلال” بیشتر را میدهد، و از سوی دیگر، ممکن است به یک ابزار “کنترل” از راه دور توسط خانواده تبدیل شود. وقتی تمام فعالیتهای سلامت و موقعیت مکانی سالمند از طریق اپلیکیشنها قابل رصد باشد، مرز بین مراقبت و نقض حریم خصوصی بسیار باریک میشود. اینجاست که جامعه با یک سوال اخلاقی جدید مواجه میشود: چگونه میتوان بین امنیت و آزادی فردی سالمند در عصر دیجیتال توازن ایجاد کرد؟
وی خاطرنشان کرد: انقلاب دیجیتال برای سالمندان، یک انتخاب ساده نیست، بلکه یک اجبار اجتماعی فزاینده است. بانکداری، خرید، خدمات اداری و حتی برقراری ارتباط با نهادهای دولتی به سرعت به سمت دیجیتالی شدن کامل پیش میروند. در چنین شرایطی، محرومیت دیجیتال برای یک سالمند به معنای محرومیت از حق شهروندی به شکل مدرن آن است. بنابراین، تضمین دسترسی عادلانه و فراگیر به فناوری و آموزش آن، دیگر یک لطف نیست، بلکه یک “حق بنیادین” در جامعه قرن بیست و یکم است تا شکاف دیجیتال به عاملی برای حاشیهنشینی بیشتر نسلی که جامعه را ساختهاند، تبدیل نشود.









دیدگاهتان را بنویسید