×
×

تیشه بخش کشاورزی بر ریشه منابع آب

  • کد نوشته: 5396
  • ۲۱ آبان ۱۴۰۴
  • ۰
  • چالش‌های زیست‌محیطی هر روز ابعاد تازه‌تری پیدا می‌کنند؛ از خشکسالی‌های پیاپی تا افت بی‌سابقه منابع آب زیرزمینی که اکنون به بحرانی بزرگ بدل شده است.
    تیشه بخش کشاورزی بر ریشه منابع آب
  • چالش‌های زیست‌محیطی هر روز ابعاد تازه‌تری پیدا می‌کنند؛ از خشکسالی‌های پیاپی تا افت بی‌سابقه منابع آب زیرزمینی که اکنون به بحرانی بزرگ بدل شده است. این روندها تنها نتیجه تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی‌ها نیستند، بلکه محصول سیاست‌های نادرست و رویکردهای مخرب در مدیریت منابع طبیعی نیز به شمار می‌روند. یکی از مهم‌ترین این سیاست‌ها، استراتژی «توسعه بی‌رویه کشاورزی» بوده که بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک مناطق، منابع آب و خاک کشور را به مرز نابودی کشانده است.

    بسیاری از تحلیلگران نیز بارها هشدار داده‌اند که بخش کشاورزی، بیشترین مصرف‌ آب را به خود اختصاص داده است. پیشتر «محمد حب‌وطن»، رییس گروه نظارت و توسعه حکمرانی آب وزارت نیرو گفته‌بود: «راندمان آبیاری در مزارع کشاورزی به گونه‌ایست که حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد با هدررفت آب در مزرعه مواجه هستیم. برای مثال در جوار دریاچه ارومیه که در حال خشک‌ شدن است، همه ساله گوجه‌ فرنگی کاشته می‌شود که محصولی آب‌بر درکشاورزی است و برای برداشت هر یک کیلو از آن، ۱۸۰ لیتر آب مصرف می‌شود.»

    براساس سند الگوی کشت ابلاغی، برای آذربایجان غربی در سال زراعی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ تکلیف شده بود که تنها ۱ هزار و ۶۰۰ هکتار گوجه‌ فرنگی کاشته شود و مطابق با همین برنامه، باید از کاشت گوجه‌فرنگی در ۳ هزار و ۸۵۱ هکتار جلوگیری می‌شد. در شهریور سال گذشته اما«خسرو شهبازی»، رییس سازمان جهاد کشاورزی آذربایجان‌غربی خبر از آن داد که از ۵ هزار و ۳۰۰ هکتار از مزارع کشاورزی این استان بیش از ۴۰۰ هزار تن گوجه فرنگی برداشت شده‌است. به عبارت دیگر به ازای برداشت این میزان گوجه‌ فرنگی، ۷۲ میلیون مترمکعب آب اضافه مصرف شده‌است.

    روزبه اسکندری، کارشناس سازه‌های هیدرولیکی دراین‌باره می‌گوید:‌ «نظام تعرفه‌گذاری و تعیین قیمت کنونی آب، با مبانی و معیارهای اقتصادی سازگار نیست. این شیوه قیمت‌گذاری موجب تنزل بهره‌وری آب و کاهش ارزش اقتصادی آن شده است.»

    او همچنین تاکید می‌کند: «برای تغییر شرایط لازم است در وهله اول، زمینه شفاف‌سازی و کشف قیمت آب در مصارف واسطه براساس مکانیزم بازار رقابتی مهیا شود. در این صورت، مصارف ناکارآمد از گردونه مصرف خارج شده و کسانی در طرف تقاضای آب باقی می‌مانند که بتوانند کارایی آب را حداکثر کرده و هزینه تعیین شده در بازار را برای آب بپردازند.»

    به گفته اسکندری، «چنین نگاهی می‌تواند بعدها روی محصولاتی که کشاورزان می‌کارند، تاثیر بگذارد. به عبارت دیگر، تا قدر و منزلت آب مشخص نشود، نمی‌شود از کشاورز توقع داشت که در نوع محصولی که می‌کارد، به‌لحاظ مصرف آب توجه کافی داشته باشد.»

    درهمین حال میلاد بالسینی از کارشناسان منابع آب، در مطلبی از توسعه کشاورزی بی‌قاعده و وضعیت کنونی منابع آب انتقاد کرده و می‌گوید: هنوز در نگاه برخی از مسئولان«توسعه کشاورزی واجب‌تر از نان شب» تلقی می‌شود. بااین‌حال «شرایط آب و هوایی خشک و نیمه‌خشک (۸۰ درصد) کشور با یک‌سوم میانگین بارندگی جهانی، ۳برابر میانگین جهانی تبخیر و ۳برابر میانگین سرانه جهانی بیابان» عملاً مانعی در مقابل گسترش کشاورزی است. به‌عبارتی ماهیت اقلیم ایران متناسب با اهداف کشاورزی گسترده نیست. به همین خاطر در چند دهه اخیر سدهایی جهت ذخیره آب و استفاده در عرصه کشاورزی احداث شده است.»

    این کارشناس در ادامه می‌گوید: «سدسازی‌ها در ایران نه‌تنها موجب به وجود آمدن بحران آب در ایران شده، بلکه یک کشاورزی ناکارآمد را روی دست کشور گذاشته است. همچنین تأثیر عمده‌ی دیگری نیز به لحاظ شناختی بر کشاورزان گذاشته است. سدها منابع آبی قابل‌اطمینانی را به وجود آوردند تا کشاورز بتواند به کشت آبی بپردازد. کشاورزان به این تصور رسیدند که می‌توان با استفاده از کندن چاه و استخراج آب‌های زیرزمینی نیز به کشاورزی پرداخت. به این ترتیب در سایه عدم مدیریت صحیح منابع آبی، آبخوان‌های کشور با ۱۴۰ میلیارد مترمکعب کسری مواجه شده‌اند و اکنون هم وضعیت آنچنان نامطلوب است که کار به جیره‌بندی آب کشیده و آبی در سدها باقی نمانده است.»

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *